IMAGE
شادابی

اولین روزهای کاری من در نفیس بود و برای اولین بار به دفتر مرکزی در تهران مراجعه کرده بودم . وقتی وارد دفتر شدم روی هر میز و داخل یک لیوان آب ، تعدادی گل تازه بسیار زیبا دیدم . ابتدا تصور کردم که هر یک از همکاران آنها را برای میز کار خود آورده ولی پس از پرسش ، متوجه شدم حاج آقا نوید صبح قبل از بقیه همکاران تشریف آورده و گل ها را نیز خود آماده و روی میزها گذاشته اند .

لطافت روح ایشان همواره مانند همان گلها زیبا و جذاب بود.

روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.

آقای ولوجردی- صاحب زیر فرآیند مالی( سابق)

بخشش به خروار، حساب به دينار

در نمایشگاه سنگاپور به اتفاق همکاران و حاج آقا شرکت کرده بودیم. ایشان پا به پای ما کل روز را در نمایشگاه بودند. در پایان روز اول که برای صرف شام به رستوران رفتیم در زمان برگشت ایشان فرمودند، کفشی که پوشیدم اذیت می­کند. به اتفاق ایشان از فروشگاه، کفش انتخاب کردیم. سر قیمت که کمتر از 70 دلار سنگاپور بود به توافق نرسیدیم ایشان فرمودند گران می دهد برویم. روز دوم که برای شام می­رفتیم ایشان دیگر واقعاً اذیت شده بودند و فرمودند که برویم شاید تخفیف گرفتیم و خریدیم. فروشنده که ما را دید دعوت کرد به داخل مغازه. خلاصه با چانه زنی کفش را خریدیم. قابل توجه است که ایشان برای خرید کفش که مورد اذیت قرار گرفته بودند دو روز به خودشان زحمت دادند ولی در عوض در پایان نمایشگاه شاید چندین برابر پول کفش به ما هدیه کردند که بروید و برای خانواده خرید کنید. یعنی بخشش به خروار و حساب به دینار. روحش شاد.

تقی کشاورز: قائم مقام مدیرعامل

امانتداري

يك بار در جلسه اي كه با مرحوم حاج آقا نويد در كارخانه داشتيم ايشان براي نوشتن نياز به خودكار داشتند كه اينجانب روان نويس خود را تقديم كردم اما به دليل مشغله زياد، روان نويس دست ايشان باقي ماند. پس از گذشت 8 روز كه به دفتر تهران مراجعه كردم ايشان روان نويس را از داخل كشوي ميز برداشته و به من دادند. عرض كردم:

- اين روان نويس از اموال نفيس نخ است و اين سازمان هم كه متعلق به شماست.

- فرمودند: خير. اين يك امانت از شما نزد من بود كه بايد به شما برمي گرداندم.

هنوز بعد از گذشت مدتها وقتي به اين خاطره فكر مي كنم به امانتداري ايشان غبطه مي خورم. ضمن اينكه از اين موضوع، اين را فرا گرفتم كه نفيس نخ نيز يك امانت در دست ماست كه بايد در حفظ و نگهداري و بهبود مستمر آن بكوشيم.

آقاي آهنگريان

شفقت

به اتفاق حاج آقا براي سركشي به زميني كه در شمال داشتند و كارخانه تولید نوپان بود، رفتيم. در آن زمين يك درخت و دو گاو و وسايل اين چنيني وجود داشت و يك خانواده كه در آنجا زندگي مي كردند. هنگام سركشي متوجه شديم كه آن خانواده درختی را بريده بودند و وكيل حاج آقا براي شكايت اقدام كرده بودند. زمستان بود و هوا بسيار سرد، و آن خانواده جاي ديگري برای زندگی نداشتند.

حاج آقا بعد از ديدن اوضاع آن خانواده و اطلاع يافتن از شكايت وكيل، به سمت ماشين برگشتند. وقتي ديدم حاج آقا با حال منقلب شده رفته و ديگر برنگشتند، نگران حالشان شدم و رفتم تا به ايشان سري بزنم. ديدم اشكهايشان جاری است. پرسيدم چه چيز اينقدر شما را ناراحت كرده است، ايشان فرمودند: اوضاع اين خانواده مثل سنگي قلبم را فشار مي دهد.

طبق دستور ايشان آن خانواده در آنجا زندگي كردند و وكيل نيز از شكايت انصراف داد.

رحمت كنگاوري- حسابدار سابق نفیس نخ

روز پدر

احساس همدلي و محبت ميان بالاترين سمت يك سازمان با همه قسمتهاي سازمان امريست كه در سازمانها بندرت به چشم مي خورد و وجود اين احساس مايه دلگرمي و پشتكار پرسنل آن سازمان مي شود كه مرحوم حاج آقا نويد اين خاطره را در ذهن و خاطر همه ما حك نمود و شاهد بر اين ادعا اين خاطره است:

"جناب حاج آقا نويد

بنيانگذار شركت نفيس نخ

اگر روا باشد كه ملتي به پاس زحمات، تدابير و استواري پدران خود به آنان ببالند و افتخار كنند كه از چنين نعمت ارزنده اي بهره مند هستند چرا ما كاركنان نفيس نخ به داشتن پدري نستوه، الگو و دانشمند كه سالها با نيت خالصانه در جاي جاي صحنه هاي صنعت، فرهنگ و ادب اين مرز و بوم زبانزد عام و خاص است افتخار نكنيم! ما به خود مي باليم كه خداوند چنين نعمت ارزنده اي را نصيب ما كرده است.

گامهايش استوار و سايه اش مستدام باد. 

از طرف تمامي كاركنان نفيس نخ به مناسبت روز پدر"

 "سپاس خداوند کریم را که به همگی ما توفیق خدمت، شکرگزاری و چشیدن لذت تلاش و دیدن حاصل آن را عطا نمود.
فرزندان عزیزم
نفیس نخ بدون نفس های سرشار از تلاش شما و دل هایی که برای ساختن، فراگیری، نوع آوری و زندگی زیباتر، به هم بسته شده اند، جز مشتی سنگ و خاک و آهن بی روح چیزی نیست و هیچ ارزشی ندارد. برای رسیدن به این مرحله از راهی که در پیش داریم من از عمر، آبرو و چیزهای بسیارگرانبهاتر از سرمایه و امکانات مالی ام مایه گذارده ام و هیچ بازدهی اقتصادی نیز نمی تواند لحظه ای از آن همه را به من و شما بازگرداند، اما دیدن روی شاد و مصمم شما و دل های گرم تان گنجی عظیم است که مشاهده رشد و بالندگی آن، دل پدر پیرتان را که حاصل زندگی خویش را برای آن صرف کرده آرام می سازد.
نفیس بودنی که در نفیس نخ به دنبال آن هستید باید با تار و پود وجودتان به هم آمیزد تا لطافت محصول تان، جامعه خسته ما را روحی تازه بخشد. تمام تلاش من برای رسیدن به چنین عظمتی است و از تک تک شما نیز انتظار دارم تا برای آبادانی سرزمین  و خانه های مان با همین بلندی نظر تلاش کنید. خداوند بی شک حامی تلاشگرانی است که با عزمی بلند و تدبیری شایسته برای خود و آیندگان تلاش می کنند.
خسته نباشید و دست حق همراه تان
محمدعلی نوید"


« صفحه قبل1 | 2 | 3 | 4 | 5